أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

179

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

51 : النغل - Trifolium fragiferum L . . ( 2 ) . القت نك . شمارهء 465 . 6 . ابردبار 1 - ؟ به‌نظر مىرسد كه در اين [ واژه ] پيش از حرف « باء » خيشومى شدگى روى داده باشد ؛ زيرا [ نوشتار ] امردبار » 2 نيز ديده مىشود . رازى مىگويد : اين همان است كه در نزد ما جواهل 3 و در عراق امندر 4 ناميده مىشود . گياهى است شبيه گياه كبر با بوى تند و سنگين 5 و ميوه‌اش در غلاف است . ابو جريج مىگويد كه اثر آن شديدتر از كاكنج و تاجريزى است . ( 1 ) . نسخهء فارسى : ابزوبان . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده است . ( 2 ) . نسخهء فارسى : آمزدبان . ( 3 ) . الجواهل . ( 4 ) . امندر . ( 5 ) . نسخهء فارسى و نسخهء الف : الرأس . 7 . أبنوس 1 - آبنوس ، درخت سياه [ آبنوس ] دو نوع است ، يكى از آنها به رنگ سياه است با زرد ، همان گونه كه در عقيق 2 وجود دارد . گاهى هر دو اين رنگ‌ها باهم به صورت [ لايه‌هاى ] يكنواخت امتداد مىيابند و گاهى نيز به صورت مارپيچ درهم مىروند . اين نوع را از كرانه‌هاى زنگبار و جزيره‌هاى آن مىآورند و به زبان آنها منيكو 3 ناميده مىشود . اين درخت به درخت عناب مىماند و تخم‌هايش به تخم‌هاى حنا . همان‌جا نوع ديگر بسيار زيبا يافت مىشود به رنگ سرخ لك 4 در زمينهء سفيد صندلى . تخم‌هايش به فلفل سياه مىماند . آن را براى [ تهيه ] دستهء كارد و دو سر كمان به كار مىبرند . گاهى آن را « شوحط » مىنامند . اما اين ، آن « شوحط » 5 نيست كه عرب‌ها كمان‌هاى خود را از آن مىسازند . در « سفر الملوك » يكى از كتاب‌هاى تورات ، [ گفته شده است كه ] از جمله [ هدايايى ] كه از هند براى سليمان بن داود - عليهما السلام - آورده بودند ، چوب رنگارنگى 6 بود كه سپس از آن وسايلى براى معابد ساخته شد . 7 پس از آن ، چنين چيزى به سرزمين